خیرالله فضلی

چنگالهای یک نرِ تلف شده
گِرد میکشد
ازوقتی این عکس
زن مصرف نمیکند
مستطیل میکشی
از وقتی ارامبخش
رامت نمی کند
زن بگیر
بیا
برو
بخند نیستم
مرد بگیر
بشور
بپز
برقص نیستی
نه چنگالهای یک نرِ تلف شده به تو میرسد
نه این آپارتمانِ وحشی
چلوارِ سفیدِ آویزت را به باد میدهد
شن های مدرن
برای شترهای کلاسیک
بار ممنوعه من اینست
چشمهایم خلیج فارس حمل میکند
وقتی نارنجی محشرت میکند
وقتی نارنجی بهار نارنجت میکند
رنجم می دهی
نارنجم را به کس دیگری می دهی
کوچه را بردار
عمود بکار
شیرو پلنگ البرز سینه ات را
جنگی به جا مانده ازبمب جهانی
بگذار بگذر
پلنگ بگیر
شیربکش
آهو بخور
نیستم که
نيستي
مستطیل میکشم
از وقتي گورمصرف ميكنم
از وقتی گور مصرفم میکند
نوامبر 2006 ابوظبی
روتینا نوشت